
چقدر فاصله اينجاست بين آدمها
چقدر عاطفه تنهاست بين آدمها
كسي به حال شقايق دلش نمي سوزد
و او هنوز شكوفاست بين آدمها
كسي به خاطر پروانه ها نمي ميرد
تب غرور چه بالاست بين آدمها
و از صداي شكستن كسي نمي شكند
چقدر سردي و غوغاست بين آدمها
ميان كوچه دلها، فقط زمستان است
هجوم ممتد سرماست بين آدمها
ز مهرباني دلها دگر سراغي نيست
چقدر قحطي روياست بين آدمها
كسي به نيست دلها دعا نمي خواند
غروب زمزمه پيداست بين آدمها
و حال آينه را هيچ كس نمي پرسد
هميشه غرق مداراست بين آدمها
غريب گشتن احساس ،درد سنگيني ست
و زندگي چه غم افزاست بين آدمها
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 21:7 توسط هستـی
|